200 کارتون معروف 200 کارتون معروف
هر کارتون که فکرشو بکنی، هر کارتون
فقط 80 تومان | 9 DVD
مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 16 شهریور ماه سال 1388 ساعت 3:59 PM

مقام رهبری پیش از اتنخابات: 

الان زمانی نیست که ما به حداقل ها اکتفا کنیم ؛ ما باید به دنبال حداکثرها باشیم. 

 

آنطور که برخی روزنامه ها گزارش داده اند: 

بعد از گذشت ۷۰ روز از انتصاب مهرداد بذرپاش مدیر عامل سایپا به ریاست سازمان ملی جوانان ایشان جز یکی دو بار در این سازمان و در دفترشان رویت نشده اند. و آنطور که گفته میشود 

 ظاهرا علاقه ای هم به این سمت از خود نشان نداده اند. 

آیا حداکثر ها اینهاست که از آنها دم زده میشده آنهم در مورد سازمانی که نباید باری به هر 

جهت اداره شود.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 8 شهریور ماه سال 1388 ساعت 4:35 PM

کاش بار مسئولیت به این بزرگی و حساسیت که آدم وقتی نهج البلاغه را میخواند میبیند که چقدر درایت و تعامل با ملت و رعیت را میطلبد ؛ بر زمین می ماند تا بالاخره فرد صالحی برای آن پیدا

می شد .


به هر حال سوالاتی در ذهن دارم که از دوستان و بازدید کنندگان تقاضای همراهی دارم :


۱- نخبه به چه کسی میگویند؟ آیا درست است که نخبگان سیاسی را به بابصیرت یا بی بصیرت تقسیم بندی کنیم ؟ آیا به کاربردن این عبارات بیشتر باعث شکاف بین جامعه نمیشود؟

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 11 مرداد ماه سال 1388 ساعت 11:53 PM

ضرغامی بداند که خیلی وقت است که دیوار بی اعتمادی به رسانه میلیش را علم کرده و با این نمایشها دوستداران جنبش سبز فریب نمی خورند. اما او و جریانش همچنان بقول خودشان حرفه ای عمل میکنند و باید هوشیار بود. اینکه کسانی را با یک اتهام کلی دستگیر میکنند که خود آدمهایی مرددند و شاید اعتقادی هم به سرمایه های مردمی و جوانان و پیامهای موسوی ندارند 

نشان از یک مهندسی دیگر دارد.جالب است که در برنامه بعد از اخبار شبکه ۳ هم اذعان شد که اصولا ابطحی اعتقادی به موسوی ندارد و از پیشتر ها با او مخالف بوده است و لذا این سوال برای همه مطرح است که پس چرا دستگیر شده ؟ کجا دستگیر شده؟ و ...  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 6 مرداد ماه سال 1388 ساعت 01:35 AM

من از تبار طایفه ای هستم که درحد خود برای آرمانهای این انقلاب زحمت کشیده است . چه با حضور تنگاتنگش در میان محرومین مناطق دور و مرزی ، چه در سالهای جنگ ، و چه در حضور رسانه ای اش که عمدتا همان جامعه آرمانی را در کم کاری و بدکاری و خوب کاری مسئولین رصد می کرده است . من ، دراین سی سال عمر انقلاب ، بسیار از باید ها و نباید ها نوشته و تصویر ساخته ام . و در این راه ، خدای می داند که آبروی خود را نیز به میان آورده ام و برای فرزندان و خانواده خویش زحمت تراشیده ام . و چون وامدار کسی و جریانی نبوده ام ، تیز گفته ام و تیز نوشته ام . بقدر بضاعت خود ، تلاش کرده ام دراین تیز گفتن و تیز نوشتن ، جانب انصاف و درستی را بگیرم .

این روزها اما ، روزهای تعلیق من و امسال من است . چرا ؟ خواهم گفت . من و امثال من ، در این سالها ، هرکجا که کم می آوردیم و بغضمان به مرحله شکفتن پا می نهاد ، به مولایمان خامنه ای پناه می بردیم . کاستی های خود را در کمال او غنا می بخشودیم . به زندگی ساده او غرور می ورزیدیم . از این که او به راه امام اصرار می ورزد، در پوست نمی گنجیدیم . واز این که او ، فرزندان خود را از ورود به کارهای اقتصادی و مالی و مسئله دار برحذر داشته ، ذوق زده می شدیم . من با لذت ، از میزان دارایی او که اگر قرار بر اسباب کشی باشد ، می شود اسباب و اثاثیه خانه او را در پشت یک وانت جای داد ، نوشته ام و ذوق کرده ام . من از انصاف و بزرگی و عدالت و شجاعت و سرزدن گاه و بی گاهش به صاحبان انقلاب نوشته و به آن بالیده ام .

این روزها که روزهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری است ، برای من و امثال من ، روزهای معلق بودن است . کسی نیست به سئوالها و ابهام های ما پاسخ بدهد . ما معلقیم . خامنه ای ما فصل الخطاب همه درماندگی ها بود ، اما من امروز به دنبال رهایی بخشی می گردم که مرا با گذشته ام آشتی دهد . من این روزها لذتی از سالهای خدمتم به انقلاب نمی برم . من از این که هموطنانم درخیابانهای شهر کشته می شوند ، به انقلابی بودن خود تردید می کنم . من افقی برای جامعه خود ترسیم کرده بودم که درآن افق ، حتی به اغتشاش و آتش زدن و خراب کردن اموال عمومی ، به دیده عبرت می نگرد و برای آن اعتبار و شانی قائل است . من جامعه ای را برای خود ترسیم کرده بودم که بزرگان نظام ، به مردم ، به چشم عیال خود می نگرند . حتی عیالی که به آنها پشت کرده باشد و در نجوای جهالت خود به آنها ناسزا بگوید . چه کنم ؟ من اینگونه جامعه ای را برای خود آراسته بودم . حکایات بعد از انتخابات ، بساط فکری مرا به هم ریخته است . این روزها من و امثال من دچار تردید شده ایم . قرار نبود در افق این انقلاب ، ظلم عربده بکشد و قداره به کمر ببندد . چه از طرف نظام چه از طرف مردم . قرار بود ما با برپایی این نظام ، خلا ایمانی و انسانی جوامع دیگر را به رخشان بکشیم . قرار بود به آنها بیاموزیم : مردمداری یعنی چه ؟ قرار بود صبوری و کرامت و درستی و انصاف و عدالت و زیبایی های گمشده انسانی را به نمایش درآوریم . من این روزها دریک خلا تعلیقی بسر می برم . از یاد آوری گذشته خویش هیچ لذت نمی برم . به مسئولین هم که نگاه می کنم ، آنها را برآمده از حق و انصاف نمی بینم . راستش را بخواهید این تردید درست بعد از اولین حادثه های بعد از همین انتخابات درمن و امثال من پیدا شده است . تا روز قبل از آن ، ما همان فداییان این انقلاب و نظام بودیم . یعنی فداییان آرمانهای خوبی که قرار بود این نظام برای مردم ما و مردم جهان به صحنه آورد . اما اکنون چه کنم ؟ خود را با چه ادله ای و احتجاجی متقاعد کنم که این روزهای جامعه من ، ادامه روزهای پیش از انتخابات است ؟ وهمان است که شهدا برای برپایی آرزوهای آرمانی این نظام از خود گذشتند ؟ این روزها من دست بر پشت دست خود می زنم و سرگردانم و ایکاش ایکاش می کنم . چه ایکاشهایی ؟ خواهم گفت :

۱- ایکاش رهبر ما درست یک روز پس از اخذ رای که هنوز شمارش آرا به پایان نرسیده ، پیام نمی داد و از نتیجه حاصله ابراز شادمانی نمی کرد . ایکاش به شکوه میلیونی شرکت کنند گان بسنده می فرمود .

۲ - ایکاش رهبر ما با اولین جرقه های اعتراض ، مثل یک بزرگ بسیار بزرگ ، جانب انصاف و عدل را می گرفت و به معترضین می فرمود : مگر خامنه ای مرده است که شما احساس دلتنگی می کنید ؟ خامنه ای هست برای این که هر معترضی احساس تنهایی نکند . خامنه ای هست تا کسی احساس نکند در این نظام فریاد رسی نیست . و می فرمود : من تا مادامی که رای دهندگان به اقناع کامل نرسند و نسبت به سلامت و صحت و نتیجه آرا خود احساس آرامش نکنند ، به جانبداری از رای دهندگان خواهم پرداخت و از حقوق آنان دفاع خواهم کرد.

۲- و کاش با اولین راهپیمایی معترضین ، خود به صفوف آنان می پیوست و در شکوهی باور نکردنی ، محبوبیت خود را صد چندان می کرد . معترضین مگر چه می خواستند ؟ غیر از احقاق حق ؟ و در میان همان جمعیت ملیونی معترضین ، می فرمود : به چه معترضید ؟ به نتیجه آرا ؟ من درهمین جا اعلام می کنم که با شما برای احقاق حق تان همصدایم . برای من که رهبر شمایم ، در وجه حقوقی ، موافق و مخالف یکسانند .

۳ - ایکاش بعد از اولین درگیری ها و اولین کشته ها ، خامنه ای ما اعلام عزای عمومی می کرد . چرا ؟ برای این که کشته شده ها ، از اسراییل و آمریکا نیامده بودند و ضد انقلاب و منافق هم نبودند . از مردم بودند . گیریم که آنها در راهپیمایی غیرقانونی کشته شده اند ، و گیریم که به هشدار دستگاههای انتظامی اعتنا نکرده اند ، اما ایرانی که بودند . انسان که بودند . چرا ما برای کشته های دیگران ارج می نهیم و برای هموطنانمان ارعاب و اختفا و تنش پیشنهاد می کنیم ؟

۴ - ایکاش خامنه ای ما در خطبه های نماز جمعه بعد از انتخابات و بعد از تشنجات اخیر ، از خانواده های کشته شدگان دلجویی می کرد . اخلاق پیامبران اینگونه است . پیامبر ما به فرموده قرآن ، از جهل مردم آنچنان می گداخت و نسبت به آنان دلسوزی می کرد که خدای متعال به او هشدار می دهد . که ای رسول ما ، تو در جانبداری از جهال و نافهم ها ، داری خودت را از پای در می آوری ! مردم ما که به آن درجه نفهم نیستند . سئوالی داشته اند که در پاسخگویی نسبت به آن تعلل شد.

۵ - ایکاش نیروهای بسیجی و انتظامی و سپاهی وارد معرکه نمی شدند . مگر چه شده بود که اینهمه نیرو باید به میان می آمدند . خدا خوب می داند که با سخن گفتن درست با این مردم ، می شد همه آنان را مجاب کرد و محبت آنان را برای نظام ذخیره کرد و از این انشقاق بزرگ ایجاد شده جلوگیری کرد . مگر دیگر می شود این مردم زخم خورده را که تعدادشان هم کم نیست ، بار دیگر به جانبداری از نظام دعوت کرد .

۶ - ایکاش خامنه ای ما بلافاصله بعد از بالا گرفتن اعتراضات به تلویزیون دستور می فرمود تا برای آقای موسوی ، حتی بعنوان یک مجرم ، فرصتهایی ایجاد کنند تا او نظرات خود را باز بگوید . اگر این اتفاق می افتاد چه بسا فاجعه های بعدی رخ نمی داد که برای ما و برای نظام ما تا ابد لکه ننگی به شمار آید .

۷ - ایکاش مراجع ما سکوت خود را می شکستند و با صراحت در باره اغتشاش های اخیر اعلام موضع می کردند و تنها به کلی گویی و دعوت به آرامش و مراجعه به شورای نگهبان اکتفا نمی فرمودند . و مثلا آیت الله جوادی آملی ، در یک بیانیه بسیار آرام و روشنگرانه ، داستان هاله نور را که رییس جمهور جلوی چشم همه آن را ساختگی اعلام کرد ، یک حقیقت و یک ماجرای درست و رخداده بیان می کردند و نسبت به دروغگویی آقای احمدی نژاد ابراز تاسف می کردند . مگر نه این که مومن باید راست بگوید اگر چه به زیانش تمام شود ؟

۸ - خامنه ای ما در نماز جمعه ، منصفانه نسبت به کاندیداها و ناسزاگویی های آنان موضع درستی گرفت . اما ایکاش کسی از مردم ، حداقل عموم مردم ، از گرایش ایشان به آقای احمدی نژاد خبردار نمی شد . امام خمینی عزیز ، هیچگاه نسبت به بنی صدر - که حتما با وی مخالف بود - اعلام نظر صریح نکرد و به انتخاب مردم - اگر چه اشتباه - احترام نهاد .

۹ - ایکاش خامنه ای ما در ملاقات با نمایندگان مجلس ، که هنوز شورای نگهبان نظر قطعی خود را درباره صحت انتخابات اعلام نکرده ، انتخابات را سالم و تمام شده برنمی شمرد و همکاری نمایندگان با دولت را به بعد از اعلام نظر شورای نگهبان موکول می فرمود .

۱۰ - ایکاش خونی ریخته نمی شد و بسیجیان در هیبت لباس شخصی به میان نمی آمدند و برای یک چنین مسئله ساده ای که به راحتی می شد به نفع نظام و همان جمعیت چهل ملیونی شرکت کننده درانتخابات مصادره اش کرد ، قشون کشی حیرت انگیزی صورت نمی گرفت .

۱۱ - و ایکاش های دیگری که اینجا تاب تحمل آن را ندارد .

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 29 تیر ماه سال 1388 ساعت 2:09 PM

آنطور که دیده میشود آقای دکتر خود و جریان همراهشان را بر حق و قرائتشان از اسلام و جمهوریت کاملا درست و بی نقص میدانند. پس یک راه بیداری بیشتر نمی ماند و آن تاریخ  

است و درسی که میدهد. والبته درس تاریخ بسیار تلخ و ناگوار است. 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 4 تیر ماه سال 1388 ساعت 3:33 PM

نگاه و رابطه من با میر حسین نگاه و رابطه ای از نوع عشق بوده و هست ؛ همچنانکنه بسیاری  

از جوانان نیز با او چنین رابطه ای برقرار کردند. جوانان خودشان و آینده شان را در آینه او میدیدند 

و می خواستند تا با حضور مغتنم و سبز او ببالند و راه عقلانیت را در پیش گیرند و شخصیتشان رشد یافته و در جامعه ای پیشرفته و آباد زندگی کنند ؛ جامعه ای که تعامل خوبی هم دنیای  

خارج دارد و خوبی های جهان اطراف را هم میبیند. و نیز آسوده خاطر باشند که مسئولان اجراییشان آنها را به پرتگاههای خود محوری و مطلق اندیشی نمی برند.  

اما مطلق اندیشی چرا به مثابه یک پرتگاه است؟ دلیل آن این است که با مطلق اندیشی آرام آرام دیگر صدایی جز آنچه که فکر میکنیم درست است نمی شنویم . مطلق اندیشی البته دلایلی هم دارد که یکی از آنها شاید احساس ترس از انحراف از دین و یک سری اصول باشد و به هر حال جای بحث و گفتگو زیاد دارد بخصوص که مساله و مشکل امروز ماست. ولی حرف من این نیست که فرد نباید به اصولی پایبند باشد بلکه می خواهم بگویم در مواجهه با مسایل اجتماعی و اداره 

کشور میتوان از نظرات آنها که با ما موافق نیستند نیز استفاده کرد و به قول معروف دانش و آگاهی ها در گوشه ای خاص وجود ندارد و در اختیار همگان است. و در ثانی بسیاری از مسایل ما همان طور که میر حسین میگوید از نگاه عزت و کرامت انسانی قابل حل است.مثلا میتوان در برابر کسی که ناسزا به ما می گوید مقابل به مثل کنیم و ناسزا بگوییم و یا با نگاه معنا داری رد شویم و عجیب نخواهد بود که آن فرد بعد از مدتی به دنبال ما بیاید. 

بگذریم من پیش از این هم اگر پست های قبل را ببینید گفته بودم برخی سیاسیون افکار مفید و عزتمندانه میر حسین را برنمی تابند و از دلایل عدم حضور میر حسین را در این سالها هم همین میدانم لیکن میخواهم در جواب کسانی که رفتار میر حسین را بعد از انتخایات عجیب می دانند بگویم که مگر از کسی چون میر حسین چیزی جز این انتظار میرود؟ ایستادن در برابر بی اخلاقی و کسانی که جایگاه قانونی خود را نمیدانند و خود را قیم مردم میدانند و از سوء استفاده از بیت المال برای رسیدن به اهداف خاص و زودگذرشان دریغ نمیکنند.   

  

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 30 خرداد ماه سال 1388 ساعت 11:45 PM

آقای لاریجانی امشب در شبکه دو بخش گفتگوی خبری خیلی با منطق و طمانینه صحبت 

کردند و توصیه هایی هم به صدا و سیما و سیاسیون داشتند که امیدواریم در رفتار این رسانه 

 تاثیر مثبتی داشته باشد. 

متاسفانه ساعت نزدیک ۱۰ همین امشب برنامه مستند مانند نمایش داده میشد و این را  

القا میکرد که میر حسین یا دیگر اصلاح طلبان رفتارهایی چون بنی صدر در سال ۶۰ از خود  

نشان میدهند و این مورد نشان میدهد که چه نیروهای تندرویی در این رسانه فعالیت میکنند 

و جهت دهی و برنامه سازی میکنند. برماست که به هوش باشیم. 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 25 خرداد ماه سال 1388 ساعت 5:11 PM

احمدی نژاد شنبه شب در رسانه میلی باز هم اصرار کرد کسانی که سابقه انقلابی و رابطه 

با امام داشته اند باید وضع حال آنها را دید و بدون اینکه نامی از آنهایی که قبلا نامی از آنها 

 برده  بود ؛ ببرد به آنها نسبت طلحه زبیر بودن داد و خود و طرفدارانش را بر حق و در مسیر 

 ولایت  معرفی  کرد  و بقیه را غیر خودی و منحرف معرفی کرد .  

وای برما . و وای از اینکه همه نخبگان و روشنفکران  به گوشه ای بخزند. و این یعنی اضمحلال 

 یک ملت. 

 

با تحقیق و تفحص از صندوق حساب ذخیره ارزی هم مخالفت شد یعنی مخالفت کردند ؛ یعنی  

خودمان همه را به باد دادیم؛ خودمان را که نمیتوانیم زیر سوال ببریم.

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 15 خرداد ماه سال 1388 ساعت 11:46 PM

- میتوان در جهان تنش ایجاد نکرد بدون اینکه نرمشی در برابر زورگویان نشان داد یاعزت خود را  

تحت الشعاع قرار داد ؛ من مانده ام درک این مساله خیلی سخته ؟ یا مساله چیز دیگری است 

و میتوان نتیجه گیری کرد که با تاسف فراوان خیل عظیمی از جوانان ما به جای اینکه عزت  

وبزرگی خود را از عقلانیت و دوراندیشی و نگاه همه جانبه بگیرند از احساساتی میگیرند که 

پشتوانه عقلایی کافی ندارد . 

- میر حسین موسوی اگر حتی بگوییم برنامه های ریز فرهنگی هم نداشته باشد ؛ولی به طور حتم همدم قشر فرهنگی خواهد بود و آنها را درک خواهد کرد. 

- امشب شبکه ۳ برنامه منطه آزاد پخش میشد ؛تماما انگار که میگفت که به فلانی که در برابر غرب نرمش نشان نمی دهد رای بدهید. 

 

- این وبلاگی سیاسی نیست ولی وبلاگی فرهنگی هست و دغدغه فرهنگ دارد و دلیل 

 حمایتش از میر حسین هم همین است.

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 14 خرداد ماه سال 1388 ساعت 00:50 AM

از آنجا که پیشنهاد مناظره را خود رسانه ملی که هواداری محسوسی از رییس دولت دارد ؛ 

مطرح و راه اندازی کرد ؛ من کمی نگران شدم که این یک موقعیت برای استفاده و حتی یک دام  

است برای تخریب دیگر نامزدها .و همین طور هم شد و رییس دولت پرونده های فراوانی را  

آماده کرده بود تا به قول خودش رو کند . جناب موسوی هم شاید برای برخی از آنها میتوانست 

جواب محکمتری بدهد ولی خونسردی و متانت همیشگی اش را بیشتر نشان داد. 

ولی یک نتیجه که کمتر پیش بینی میکردم یا دیگران هم کمتر پیش بینی میکردند حاصل شد  

و آن اینکه سران و بزرگان نظام هم متوجه شدند که چه کسی مجال میدان داری پیدا کرده  

که جز گردو خاک کردن هنری ندارد و آبروی نظام برایش مهم نیست و همین طور آبروی دیگران 

که مجال دفاع در مناظره را از خود ندارند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 8:57 PM

وقار و متانت که از شخصیت و رابطه متقابل با معبود نشات میگیرد میتوان گفت که هدیه ای از جانب خداوند به هرکسی ولی هر فرد باید آن را پاس بدارد و از جان هم عزیز تر بدارد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 16 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 11:01 PM

فریادمان به جایی نرسید ولی ما از تو نمیگذریم. تو برای عده ای جوان و دانشجو هیچ ارزشی  

قایل نشدی و البته چیزی هم برای گفتن نداشتی تا آنها را قانع کنی ولی از آن طرف دو سه  

روز بعد در کنفرانسی سینه سپر کردی و گفتی ما تحت تاثیر این فشار ها قرار نمی گیریم و اقتضای کار حرفه ای رسانه ای این است که زود دست به تهییج انتخاباتی نزنیم.دقیقا درست میگویی چون کار خود را خوب بلدی .خوب بلدی قضایا را لوث کنی و برای عموم وانمود کنی  

عده ای جوان خواستار این شده بودند که میر حسین بیشتر در رسانه ملی نشان داه شود. 

خوب ساختار و ترکیب این مردم را میشناسی و می دانی چه موقع معمولا پای تلویزیون می نشینند.  

ولی جای تعجب و افسوس که برای همین ساعات فراوانی بیننده هم چیزی برای عرضه نداری 

و همه را فراری داده ای.نه ما از تو نمی گذریم چون آنقدر عباراتی چون دولت نهم و خدمتی 

 دیگر از دولت نهم را از رسانه شنیده ایم که ما هم کم کم دارد باورمان میشود که این دولت 

نهم است که منشا خدمات ارزشمند و فراوان بوده و هست. 

چیزی به من میگوید که میر حسین هم بیش از حد نجابت به خرج داد و استعداد ها و توانایی 

هایش را به مردم عرضه نکرد ولی کار رییس رسانه هم اصلا قابل توجیه نیست و نقش 

 تبلیغات رادر  جهت دهی اذهان عمومی نمیتوان نادیده گرفت و او باید دراین دنیا که ممکن نمیشود ولی در قیامت در برابر خداوند پاسخ گو باشدو ما هم از او نمیگذریم به خاطر همه  

فرصت هایی که از دست میرود و...

  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 11 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 6:28 PM

-در جامعه ای که فقر و طلاق به هر دلیل زیاد شد ؛ برخی هم می آیند و به بهانه هدفمند کردن یارانه ها از آن استفاده استراتژیک میکنند. 

-اخبار ساعت ۲۰:۳۰شبکه دو سیما که به همراه اخبار ۲۰:۰۰شبکه خبر ظاهرا در بهترین موقعیت های زمانی برای پر شور کردن انتخابات پخش می شوند ؛همچنان آقای مهندس موسوی را از کاندیداهای احتمالی معرفی میکنند! 

-مجری یکی از برنامه ای انتخاباتی رسانه ملی در یکی از سوالات مهم خود از میهمان برنامه سوال بسیار مهمی را پرسید و آن اینکه شما بعد از رای دادن انگشت خود را کجا پاک میکنید؟

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 12:50 PM

از گفتار مارتین بوبر چنین بر داشت می شود که هر فردی با اینکه برای خودش یک « من » است و شخصیت یگانه و مستقلی دارد ولی از طرفی هم در جهان برای دیگران یک تو است  یا اینکه دوست دارد تو خطاب بشود  و در دیگران تاثیر بگذارد و  تاثرات مثبت بپذیرد.برخورد با انسان دیگر فقط همین که وجودش وابسته به خداوند است  و ناشناخته است و پر از اسرار  انسان را پر از شعف میکند  ولی تواناییهای بلقوه هر فرد در جامعه و در کنار دیگران  رشد می یابد وحتی فرد در برخورد با دیگران است که  از شخصیت خودش آگاه میشود و افق دید او نسبت به جهان خلقت گسترده تر میشود و به قول مارتین بوبر  توانایی جهان گیری پیدا میکند.و برای او جهان عقل و جهان عشق کم کم شکل میگیرد و همه اینها البته با تلاش و کوشش خود فرد فراهم میشود . از طرفی  فرد در میابد که میل به ارتباط و تاثیر گذاری و تاثیر پذیری دارد و خداوند این  را در نهاد او قرار داده است و گواه آن هم سوره والعصر است که در آن  برقرار نکردن ارتباط و توصیه دیگران به حق و صبر باعث خسران انسان عنوان شده  که دلیل آن هم شاید سرپوش گذاشتن و  رشد ندادن این  توانایی است و اطاعت نکردن از آنچه خداوند از انسان در این جهان میخواهد. 

در اینجا میخواهم بگویم  که آقای موسوی  هم از جمله معدود کسانی است که تلاش در خرد ورزی و گسترده کردن افق دید خود داشته اند .به نظر من ایشان مدت زیادی به دلیل اینکه میدیدند گروهی از  سیاسیون اندیشه های مفید و سازنده ایشان را برنمی تابند و از طرفی هم امکانات تبلیغاتی لازم در اختیارشان نیست از حضور فعال در صحنه انتخابات خودداری میکردند و اکنون  هم دل به دریا زده اند  و جدای از اینکه نتیجه چه باشد به ادای تکلیف میاندیشند .حضور چنین افرادی در راس حکومت ضروری تر به نظر میرسد  چون کسانی که تفکر عقلایی را با آموزه های دینی و مکتبی پیوند داده اند همواره مصالح ومنافع ملت و کشور را در نظر میگیرند و دچار احساسات بی اساس 

 نمیشوند.ولی جای افسوس دارد که افرادی که بیشتر احساسات رادر تصمیمات خود دخالت میدهند در این کشور کم نیستند  و با تصمیمات احساسی خود مشکلات زیادی برای کشور ایجاد میکنند که فقط گذشت زمان نادرستی آنها را ثابت میکند.  

                                                                                                          

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 8 فروردین ماه سال 1388 ساعت 6:36 PM

برخی میگویند حالا چه خبر شده که میر حسین بعد از بیست سال سکوت به یکباره چنین فعال شده و خود را آماده مسیولیتی بزرگ میکند ؛شاید اینان نمیدانند که امثال میر حسین معمولا 

خود را وارد سیاست بازیهای امروزه (البته منظور سیاست به معنای معمول آن نیست) نمیکنند 

و اگر هم وارد این میدان با همه مشکلات و موانع موجود شوند فقط به خاطر این است ک وظیفه ای را به انجام برسانند.خیلی دوست دارم که همچون زبان مارتین بوبر بگویم که امثال میر حسین 

همواره همچون «تو» یابه عبارتی کسی که در اوج است و رفتارهای تویی بالنده از خود نشان میدهد ؛رفتار میکنند.البته «تو» ویژگیهای دیگری هم دارد که از این وبلاگ قابل برداشت و مطالعه  است. 

ضروری دیدم که به این موضوع اشاره کنم هر چند چون نگاه زیبایی شناسی دارد خود این افراد  

هیچگاه اینطور به آن اشاره نمیکنند و اینکه حضورشان را مغتنم بدانیم چه پیروز شوند و چه نشوند.  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 اسفند ماه سال 1387 ساعت 5:19 PM

تو را چه بخوانم بهتر است ؟ مهندس موسوی یا نخست وزیر دروران جنگ یا رییس فرهنگستان هنر ؟ هیچکدام شایسته برای تو نیست .چون تو آنقدر رو به رشد و تعالی  

داشته ای که شایسته این شده ای که دیگران برای رشد خود رو به سوی تو داشته باشند و  

در توگوییهایشان نمونه ای برای آنها شده ای. باشد که همراه با تو ببالیم و خرد ورزی در پیش 

گیریم. و خود را در آگاهی های عمومی جامعه شریک کنیم و اگر به مقامی رسیدیم حرف 

خودمان را با حرف مردم یکی ندانیم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4    >>